تبليغاتX
گاهی خوشی گاهی غم

گاهی خوشی گاهی غم

غم و خوشی همسایه های دیوار به دیوارند....

مثالی برای یک مسئله

 سلام.

همان طور که می دانيد فيلم وسينما به صنعتي بزرگ و هدفمند تبديل شده و در آن اهدافِ مختلفِ اقتصادی,سياسی,فرهنگی و... دنبال ميشود.فيلم نامه يکی از مهمترين وحتی به اعتقاد برخی مهمترين بخش يک فيلم است.قصد دارم به چند نمونه از فيلم نامه های داخلی اشاره کنم تا به يکی از دلايل بي رونقی و رکود سينمای ايران اشاره کرده باشم:

1.صدای باد و رخنه ی نور از ميان شاخه ها  ..............................................................................................................

پيری مهربان  ............................................................جوانی خدايی و عجيب ........................................................ .نمونه ای از سينمای معنا گرا.

2.آقای خوشتيپ وخانم خوشتيپ تر ....................................دو جوان پرشور و بسيار با شعور........................ عشقی با يک نگاه...................................مثلث عشقی....................................خيانت..............................يه آدم بد و ريشو که با خوشبختی همه مخالفه...................نمونه ای از سينمای اقتصادی.

3.خرابه و بدبختی,پايين شهر يا يک روستا,همه چيز سياه به جز قلب آدمهای بی پول.....................................................بدبخت بدبخت ميماند.نمونه ای از سينمای جايزه گرا. 

و يک مشت فيلم نامه های کليشه ای و تکراری و فاقد حداقل ارزش های اجتماعی,فرهنگی و .... 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/29ساعت   توسط رفیق  | 

مسئله اینست، چگونه بودن.

سلام.

چند وقتی بود که نبودم ،البته کلا نبودم نه اینجا و نه در هر جای دیگر ،تا اینکه تذکر اطرافیان باعث برگشتی کم و بیش به خودم شد.

حالا میخواستم برگردم ولی به قولی پشتم باد خورده بود،کلی ایده به سرم میزد ولی کار ازکار گذشته بود ،برگشت سخت شده بود . نمیشه هر کاری دلت می خواد بکنی و تاوانی پس ندی ،اون ایده های فوق العاده ای که از بین رفت که هر کدوم میتونست حداقل غزه رو نجات بده حروم شد و دودش بیشتر از همه تو چشم کسایی رفت که حریت و انسانیت و هیچ وقت فدای سیاست و ملیت و دیانت نمی کنند کسایی که نگفتن اونا سنی اند پس بهتر که نسلشون از رو  زمین ما پاک شه،یا نگفتن آقا اونا که ایرونی نیستن پس به درک ،یا اینکه اونا دارن فرمایشات آقای xرو دنبال میکنن پس بهتر که بچه ی ۲ماهه هم با تیر توی چشمش اونم با یه تفنگ دوربین دار بمیره .

آخه چرا ؟تا کی باید با لجبازی با عناد حتی با کوته فکری و پستی  به انسان های دیگه که فقط لباسشون با ما فرق داره نگاه کنیم و بدتر از اون تصمیم بگیریم.

آزاده باشید.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/17ساعت   توسط رفیق  |